پدر و پسر
سلام آقای کوچولو، چه خوبه که با همه بچه ها یه فرق هایی داری و صد البته که این موضوع برای همه اونهایی که به فرزندان بهتر از گلشون اهمیت میدن روشن و واضح هست. امروز تو محل کارم یه مطلبی رو تو ماهنامه شرکت که در مورد کارهای کودکان در خانه و مشارکتشون در کارهای خانه بود رو خوندم،و برای من خیلی جذاب بود که تقریبا" بیشتر اون کارهایی رو که برای بالاتر از سن خودت بود رو انجام داده بودی. درسته که تمام خونه رو به هم میریزی، اما یه مطلب جالبی که هست اینه که تو جمع کردن اونها هم خودت کمک میکنی،یا اگه میگیم چیزی رو بیار ، میاری، و همه چیزهایی که از تو (آقای کوچولو )دیدم با اون مطالب یکی بود. توی صحبت کردنت نسبت به بچه هایی که از بابا هاشون پرسیدم و خودم هم دیدم یه آقای خوش صحبت هستی، میتونم بگم توی شعر خوندنت با همه بچه های دیگه فرق داری.(با عمو زنجیر بافت خیلی حال میکنم،وقتی میخونیم: عمو زنجیر باف :بله، زنجیره منو بافتی: بله، پشت کوه انداختی:نه، حالا اینجا ش بود که میزدیم زیر خنده، تو هم میخندیدی. و بعد ادامشو میخوندیم.
یا وقتی ترانه بیا رو از مهدی یراهی میخوندیم تو هم با من و مامانی تکرار میکردی. تا جایی که تقریبا" ترانه رو با سبک خوندنش یاد گرفتی، و منو مامانی شروع به خوندن میکردیم و تو هم ادامه شعر رو میخوندی. وقتی شعر رو میخوندی خیلی زیبا سرت رو با ناز به چپ و راست میبردی.
به قول قدیمی ها : دست های تو ، تو دست من و مامانه .


پدر و پسر
